She Kept Asking for the Moon
فیلم او از ماه میخواست همیشه صحبت کند
یوهانا با آتش عشق به کارگر چاه آبی رابطهای داشت که هرگز از او جدا نمیشد؛ اما به سرعت به مادر مجردی برای فرزند دختری تبدیل میشود. حالا که ۱۸ سال میگذرد، دخترش پائولینا با اتوبوس به کار در شهر همسایه میرود و این برای دهانبهدهان شهینی روستا فرصتهایی فراهم میکند تا پدر ناشناختهاش را به یاد آورند. جدالی با مادر باعث میشود پائولینا به شهر برود. یوهانکا که توسط دوست مجردش جوزِفکا که معتقد است زن بدون شوهر هیچ نیست، او را به ملاقات معلم جدید یارک دعوت میکند اما بعد معلوم میشود که او ازدواج کرده است. در عین حال پائولینا با سربازی به نام ژیریک رابطه برقرار میکند که به سرعت جای خود را خالی میکند. یوهانکا نمیتواند تصور کند که زندگی بهتری در مقایسه با برخی از همسایههای شوهردار دارد، اما ادامه میدهد.