خط داستانی
در مزارع سِرِره ، خوک معدنچی زمین سرخ را کند و کاو می کند. سانتو کشف می کند که تپه معادن با کیفیت خوب باکویت برای معدن روباز پنهان است. در ابتدا با خنده روبرو می شود و سپس ساکن می شود، زیرا گشودن معدن به منافع «لابی آب» و صنعت گردشگری آسیب می زند.