خط داستانی
مردی که هنوز در غم از دست دادن زنی که دوستش دارد است با مردی روبرو میشود که میگوید وسیلهای ساخته است که میتواند هرکس را به دنیای موازی ببرد او به آن دنیا میرود و میبیند زن محبوبش در آن دنیا زنده است و میخواهد بماند اما دنیا قوانین متفاوت دارد و وقتی به جایی که دستگاه در آن است برمیگردد آتش میگیرد و سازندهاش کشته میشود او بعدا با زنی از جهان خود که وسیلهای مشابه ساخته است مواجه میشود و کارمندانی آنجا او را دیوانه میشمارند چون همتای او زنده است و به او میگویند او را نمیشناسند او سعی میکند کمک کند تا بتوانند به خانه برگردند