رایموند جاشوا، یک شاعر جوان سیاهپوست، به خاطر یک اتهام جزئی ماریجوانا در زندانی در واشنگتن دیسی دستگیر و زندانی میشود. اگرچه دیوارهای زندان او را از خطرات محافظت نمیکنند، اما در همین دیوارها است که رایموند هویت، قدرت و صدای خود را پیدا میکند و با یک رهبر باند زندان و یک معلم نویسندگی زندان، لورن بل، آشنا میشود. بل الهامبخش رایموند میشود تا از قدرت بیان خلاقانه برای رهایی از مشکلات و سرنوشت مردان سیاهپوست به عنوان قربانیان دیگر سیستم قضایی استفاده کند.