جیمی، عکاسِ در حال رشد و عاشقِ نامنظم، به دوستش ویلیم میافتد، دانشجوی پزشکی پیشدانشگاهی که با مردی مسنتر رابطه دارد. درسهای رقص مشترک و شراب مشترک منجر به تختهای مشترک میشود. ویلیم جیمی را میخواهد اما از شریکش جدا نمیشود. جیمی با مواجهه با ویلیم و مواجهه با شریک ویلیم در حال روشن کردن تفاوت بین تنها بودن و تنها نبودن است.