Das Herz muß schweigen
فیلم قلب باید سکوت کند
در شب سال نو 1900، پل هولزگروبر یک مطب جدید به عنوان رادیولوژیست آغاز میکند. ماکسیمیلیانه فری، دستیار جوان اوست و آنها سالها در کنار هم به مردم کمک کردهاند. هولزگروبر بارها خطرات اشعه را به ماکسیمیلیانه یادآوری میکند، اما در مورد زخمهای روی دستش و درد شدیدی که به او وارد میکند، سکوت میکند. ماکسیمیلیانه با بیوهای به نام آکسل فون بونین آشنا شده و به او عشق ورزیده است. اما سپس او به سرطان غیرقابل درمان مبتلا میشود. برای اینکه آکسل را از غم حتمی مرگش نجات دهد، او را ترک کرده و باقیمانده زندگیاش را به پزشکی اختصاص میدهد.