مونیكا احساس بیاستفاده بودن و نادرست فهمیده شدن میکند. همسر جوان مهندس عمران موفق و مشغول كای، اغلب تنهاست زیرا او تحت تعقیب و مشغول به قرار ملاقاتهاست. مونیكا به طور فزایندهای از نظر جنسی ناامید میشود و سعی میکند خودارضایی کند. به توصیه دوستی، مونیكا به دنبال آشنایان مرد میرود و به یک نیفومانیاک تبدیل میشود. آنچه او با كای نیافت - لطافت، پناه و درک - مونیكا در نهایت با یکی از عاشقانش پیدا میکند.