قدیم ترین صومعه شمالی راهنما تاتیانا است دو همکلاسی پیشین به دنبال لطف های او هستند: دانشجوی پزشکی ایوان و تاجر جوان وایس که همان ایوان است با سقوط از بالن دختری در کما می افتد تنها ایوان ورونوف می تواند دریابد که آیا در این حالت به نزدیکی است تصمیم می گیرد با ورود به صمیمیت با محبوبه اش به او کمک کند پرستار که آنها را کشف کرده به پولیس گزارش می دهد ایوان به عنوان یک "مانیاک" دستگیر می شود و زندگی تانی دوباره در خطر می افتد