کِرولا برای پیوستن به همسر عکاسش اندی به سانتا دومینگیو میرسد. هرچند اندی در ابتدا به مارکو که به دنبال دوستدختر مفقودش است که از سانتا دومینگو با همکارانش باز نگشته است حسادت میکند، وقتی کِرولا و اندی گمشده Iris را در کنار کاپیتان دریایی خشن و فرمانده Leon میبینند، اندی پیشنهاد میدهد کِرولا او را منحرف کند تا مارکو شانس بازگرداندن Iris را پیدا کند. کِرولا به این کار میخندد اما بالاخره به فریب لئون گرفتار میشود. دوست نویسنده اندی جُو آن فضا و جزیره را مقصر میداند که تمایلات غربیهای پاکدامن را از بین میبرد. وقتی اندی و مارکو نمیتوانند زنان خود را از تأثیر لئون برهانند، ناگهان اوضاع وخیم میشود.