جان هالاریس یک کلکسیونر آنتیک و دروغگوی غیرقابل درمان است. پس از یک دروغ موفق به سه دوستش در هیدرا، به آتن بازمیگردد. زندگی بیخیال و مجرد او بهطور کامل تغییر میکند زمانی که دختری جوان بهعنوان دخترش به او مراجعه میکند. در ابتدا او فکر میکند که این یک دروغ است، اما بهسرعت متقاعد میشود که جیانا واقعاً دخترش است، از عشق اول و تنها زندگیاش، میراندا ...