ماری، که به عنوان یک فروشنده موفق دایره المعارف در خانه به خانه کار میکند، ۱۲ سال است که با شوهرش فرانسوا ازدواج کرده و یک پسر دو ساله دارد. اگرچه او نسبتاً از زندگیاش راضی است، اما احساس میکند چیزی کم دارد. بیل، مردی ۵۰ ساله و آفریقایی-آمریکایی، وارد زندگیاش میشود. در ابتدا او از بیخیالیاش ناراحت میشود، اما به زودی متوجه میشود که به شدت به او جذب شده است. به زودی این دو در میانه یک رابطه نامشروع و زشت قرار میگیرند. ماری اطلاعات کمی درباره معشوق جدیدش دارد و او نیز به نظر نمیرسد که علاقهای به شناختن او داشته باشد، اما جلسات طولانی عشقورزی کاملاً متفاوت است. احساس بیکنترلی میکند و به تدریج از اعمال خود متنفر میشود. از نظر روانی، او در تلاش است تا برخوردهای داغش با بیل و کارهای روزمره مانند حمام کردن پسرش را آشتی دهد. علاوه بر این، او خود را ناتوان از پنهان کردن رفتار زناشوییاش مییابد و به خانه میآید با خراشها و نشانهای عشق بر بدنش، که باعث ویرانی فرانسوا میشود.