Robert and Bertram
فیلم رابرت و برترام
پس از اینکه دو ولگرد به نامهای رابرت و برترام از زندان فرار میکنند، با دختر صاحب مهمانخانه، لنچن، در مهمانخانه «قناری نقرهای» آشنا میشوند. از آنجا که پدرش به شدت به پول نیاز دارد، لنچن باید با طلبکار، بیدرمایر، به جای عشقش، سرباز میشل، ازدواج کند. برای جلوگیری از این ازدواج، رابرت و برترام به پایتخت سفر میکنند و با نامهای مستعار به خانه مشاور تجاری یهودی، ایپلمایر، که بیدرمایر به او بدهکار است، راه پیدا میکنند. در یک بالماسکه شبانه، این ولگردها جواهرات خانواده را میدزدند و به پدر لنچن میدهند. لنچن و میشل ازدواج میکنند و رابرت و برترام با یک بالن به آسمان فرار میکنند.