شاعری جوان به نام فریدریک به سایهاش درباره عشقش به پرنسس کلودیا اعتماد میکند. در نهایت، سایه نیز به کلودیا دل میبازد و از آن لحظه به بعد با ایده ربودن همه چیز از شاعران دست به کار میشود. صدای او را دارد، اشعارش را دزدیده است و حتى ظاهرش را هم دزدیده است! تنها کاری که اکنون باقی مانده این است که معشوقهاش را از او بگیرد. او تقریباً موفق میشود.