خط داستانی
در دوران امپراتوری ویجاینگارا، سیستمی برای آوردن زنان داوطلب به کاخ سلطنتی و تبدیل آنها به ساکنان رسمی وجود داشت که به آن 'رانی واسام' میگفتند. طبق این سنت سلطنتی، آنها کالسکههایی به خانههایشان میفرستادند و پس از هدیه دادن به خانواده، آنها را به کاخ میآوردند. این زنان رانی واسام نباید هیچ تماسی با مردان داشته باشند و هیچ مردی نباید بدون اجازه آنها را ببیند. در صورت نقض این قانون، سر آنها بریده میشد. مالیسواری (بهنوماتی) به این رانی واسام آورده شد و به خاطر طمع به پول و جواهرات توسط والدینش مجبور به پذیرش این وضعیت شد. اما او قبلاً عاشق 'باوا' نگرانجو (N.T. راما رائو)، یک مجسمهساز بود. او به طور مخفیانه به باغ کاخ رفت تا با معشوقهاش ملاقات کند و دستگیر شد. او به اعدام محکوم شد. کریشنا دیورایا برای یک بار قهرمان را بخشید و اجازه داد مالیسواری با او برود.