مرد سالخورده لکی امزات با نوههایش، آجار و رمضان زندگی میکند. رمضان راننده تراکتور است. دوستشان، جانگیر، که عضو کومسومول است، به جوانان سر میزند. این موضوع مورد رضایت تاجر میرزایی نیست که میخواهد آجار را به همسری بگیرد. از مدیر انبار مزرعه شوروی، بیگای، میفهمد که جانگیر پسر قاتل پدر رمضان است و این را به امزات و رمضان اطلاع میدهد. پیرمرد خواستار آزمایش خون میشود. رمضان تصمیمی میگیرد، اما وقتی رو در رو میشود، از نیتش منصرف میشود. سپس امزات از میرزایی میخواهد جانگیر را بکشد. آجار که عاشق رمضان است، سعی میکند او را هشدار دهد. میرزایی با دختر برخورد کرده و او را دستگیر میکند. رمضان و جانگیر به کمک میآیند و میرزایی را دستگیر میکنند. آجار زخمی به بیمارستان منتقل میشود. در نهایت، شرور دوم، بیگای، که معلوم میشود یک بکاولی سابق است، افشا میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.