خط داستانی
پس از اتمام تحصیلاتش، جوانی به نام پرتف به استانبول آمد و در هتلی در مودا مستقر شد. روزی، در حال قدم زدن با نامزدش، خانم نجمیه، در مودا، فردی بانفوذ به نام شکیپ پاشا خانم نجمیه را دید و به او علاقهمند شد. او پرتف بیگ را به اتهام حمل مدارک خطرناک دستگیر کرد. او موفق شد خانم نجمیه را با نامهای که به نام پرتف بیگ نوشته شده بود، به خانه خود بیاورد. همسایه خانم نجمیه، یک گنگستر به نام کوچک جمال بود. با آگاهی از دستگیری پرتف بیگ، جمال حس میکند که به حیثیت خانم نجمیه حملهای صورت گرفته است. از طریق دوستی به نام افطالیه، متوجه میشود که خانم نجمیه وارد خانه شکیپ پاشا شده است. او به همراه چند دوستش به خانه حمله میکند و موفق میشود پرتف بیگ را که توسط خانم نجمیه و شکیپ پاشا در اسارت است، نجات دهد و با او فرار کند.