ویلارد، که به شدت به دنبال همراهی است، با گروهی از موشها که در عمارت خراب شده پدر مرحومش زندگی میکنند، دوست میشود. در این موجودات پشمالو، ویلارد پناهگاهی موقتی از آزارهای روزمره در دستان مادر بستریاش و شریک قدیمی پدرش، فرانک، پیدا میکند. به زودی مشخص میشود که این گروه از جوندگان آماده و مایلند تا انتقام وحشیانه و مرگباری از هر کسی که جرات کند به استاد حساس جدیدشان زور بگوید، بگیرند.