خط داستانی
اگر این اثر بریتانیایی نبود، در کتاب وحشتهای فراموششده قرار میگرفت. هیوج (بازرس هولت در «هیولای انسانی») جواهرات با ارزشی را دزدیده است. این جواهرات در پشت یک ساعت قدیمی در یک فروشگاه عتیقه پنهان شدهاند. وقتی دزدان برای آنها برمیگردند، ساعت فروخته شده است! آنها رد آن را به یک ملک ترسناک در حومه شهر میزنند. وقتی هیوج و خواهرزاده یکی از دزدان نیز در آنجا ظاهر میشوند، اوضاع پیچیده میشود.