خط داستانی
جان برانسون، کارگر مزرعه آقای دالی، آرزوهایی دارد و تصمیم میگیرد به شهر برود. او این خبر را به آقای دالی، خانم دالی و دخترشان لوتی میدهد. آنها تمام تلاش خود را میکنند تا او را از تصمیمش منصرف کنند، اما جان تصمیمش را گرفته است. او در یک فروشگاه استخدام میشود و به زودی به مقام بالاتری ارتقا مییابد. او نسبت به دوستان روستاییاش بیتوجه شده و لوتی به امید پاسخ نامههایش در انتظار میماند.