Tempest and Sunshine
فیلم طوفان و آفتاب
کشاورز میدلتون از کنتاکی دو دختر زیبا به نامهای "طوفان" و "آفتاب" دارد که به خاطر شخصیتهای متفاوتشان این نامها را دارند. "آفتاب" عاشق دکتر لاسی از نیو اورلئان است اما توسط پستچی روستا، بیل جفرز، که او را رد میکند، خواستگاری میشود. به زودی پس از اینکه دکتر و آفتاب نامزد میشوند، او مجبور میشود به شهر خود بازگردد. در غیبت او، "طوفان" که عاشق اوست، با بیل جفرز همدست میشود تا نامههای عاشقانه را قطع کند و باعث تردید در عشق آنها شود. دکتر تصمیم میگیرد با "طوفان" ازدواج کند در حالی که آفتاب دلشکسته است. درست زمانی که طوفان و دکتر قرار است ازدواج کنند، مراسم توسط جفرز که توطئه را فاش میکند، قطع میشود و عاشقان دوباره به هم میپیوندند.