معمار جوان، سوورین سرِدا، تلگرافی دریافت میکند که درباره بیماری جدی پدرش است. اما او قصد رفتن ندارد. ژنیا، دختر محبوبش، از این بیاحساسی خشمگین است، اما سوورین توضیح میدهد که به مادر مرحومش قول داده که هرگز پدرش را که او را ترک کرده، نبیند. با این حال، ژنیا موفق میشود سوورین را قانع کند. او میرود، اما پدرش را زنده نمییابد ...
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.