خط داستانی
دو جوان بیست ساله در سختترین روز زندگیشان. ماتئو با نقشه ترسناک خود قصد انجام اتانازی برای مادرش دارد که در آستانه مرگ است. جولیئت باید تصمیم بگیرد که آیا سقط جنین بگیرد یا نه. در این روز به ظاهر بیپایان، ماتئو و جولیئت به یکدیگر نزدیک میشوند و خود را کشف میکنند. میان آن دو، آتش اشتیاق به حقیقت در برابر جهان بزرگسالان که پر از توافقها و ریا است روشن میشود