شخصیت جوانی به نام نیکی دوکا از سموتراکی به سمت ایالات متحده در حال سفر است تا یک قرارداد ازدواج را انجام دهد و آبرو خانوادهاش را نجات دهد. مهارتهای او به عنوان یک خیاط او را در طول سفر مشغول دوختن لباسهای عروسی برای مسافران طبقه سوم نگه میدارد. اما در این مسیر، او با یک عکاس جوان آمریکایی آشنا میشود که از خاورمیانه بازمیگردد، جایی که در حال عکاسی از جنگ در اسمیرنا در سال 1922 بوده است. صداقت، افتخار و زیبایی او توجه آمریکایی را جلب میکند که عاشق او میشود. در طول سفر، مشکلات زیادی پیش میآید و درامهای چندین زن جوان بدشانس که مورد آزار شخصیتهای بد قرار گرفتهاند، به تصویر کشیده میشود، در حالی که نیکی با احساساتش نسبت به عکاس دست و پنجه نرم میکند.