داستان مشکلات پسری ۱۴ ساله که با طلاق والدینش کنار نمی آید و به عنوان یک ناکام در مدرسه سال هفتم را تکرار می کند مادرش و معلمان ناامید و بی پناه هستند و پسر از آنها کنار می رود و با ساختن دنیای خود به برج قدیمی می رود و به طور مخفی شعر می نویسد فرانزیسکا یکی از همکلاسی های او به او علاقه دارد و از او دفاع می کند اما دوستی بین این دو جوان با بی اعتمادی پسر به آزمایش گذاشته می شود