خط داستانی
با نُتهای فیات فیاتیا، دوست قدیمی کاپا و پپه، استاد سیدر تسیرس راز ماشین زمان را حل کرده است و با این اختراع به وسیلهٔ آب مخصوص به گذشته برمیگردد تا تاریخ را درست کند و پادشاه لوئی دوم را نجات دهد و فاجعهٔ موهچ را جلوگیری کند. پپه به صراحت ترغیب میشود تا به این سفر بزرگ در زمان بپیوندد، میمیرد و دوباره زنده میشود و آنها به میدان نبرد موهچ میرسند. کاپا صحنههای رویدادها را فیلمبرداری میکند. ترکها پیروز میشوند و قرارداد صلح را میبندند. کاپا و پپه میخواهند برگردند و با آب از چاه زمان را پر میکنند اما کار نمیکند. با وجود این کاپا و پپه روی بوداپست پرواز میکنند و با هم مشاجره مینمایند.