دختری با استعدادی در دبیرستان عازم دانشگاهها میشود اما برای دلایل ناگفتهای مصاحبههای پذیرش را خراب میکند. اویِی که نسبت به جهان بدبین و خسته است ترجیح میدهد به خانوادهاش رسیدگی کند تا اینکه وارد دانشگاههای آیوی لیگ شود. پدرش هرروز مدلسازی قطعات را در زیرزمین میسازد و مادرش که وابسته به کار است از او میخواهد مراقب خواهرش ایمنیدار باشد. زمانی که ایوی شعرهای خودش را به جای خواهرش فاش میکند، باور میشود که خواهر آسیبدیدهٔ ذهنی او در حقیقت نابغهای ادبی است.