یودو، شهروند مسئولی از بوببارلانکا است که در شهری که همه چیز منظم است اما آب آلوده از کارخانه میآید، زندگی میکند. اهالی روستا از این مشکل شکایت میکنند اما فایدهای ندارد. رئیس روستا تیمی سه نفره شامل یودو، مانگا و مادربزرگش تشکیل میدهد و آنها را به حیدراباد میفرستد تا با وزیر ملاقات و مشکل روستا را به او گزارش دهند. آیا میتوانند اوضاع را تغییر دهند؟