جک که در حال بلوغ کامل است نه تنها باید با جدایی والدینش کنار بیاید بلکه متوجه میشود جهانش در حال فروپاشی است وقتی پدرش میگوید با مردی زندگی میکند. او به تدریج با احساسات خودش کنار میآید هنگامی که دختری که به او علاقه دارد نیز پدری همجنسگرا دارد و پدران بهترین دوستش هم به ازدواج معمولی که او فکر میکردند، نمیرسند