بانوی ملکه
Signora
داستان امی است که در سن کودکی خانه را ترک کرد. نخستین شغل او کار در مزرعه برنج است. در آنجا با پرید، عاشق میشود و در پی آن ضربه کارگری قطع میشود و پرید میمیرد، امی تنها و نیز باردار میماند. از این رو امی برای بقا مبارزه میکند.