سلما با خواهرش لیلا و پدر الکلیاش زندگی فقیری دارد. لیلا معشوقه مرد ثروتمندی به نام زییا است. سلما به عنوان منشی شغف میگیرد و رئیسش سوات، مردی است که لیلا با او رابطه کوتاهی داشته است. سلما و سوات عاشق هم میشوند و تصمیم به ازدواج میگیرند، اما خانواده سوات او را به عنوان عروس خود نمیپذیرند. لیلا باردار است، نوزادی به دنیا میآورد و به معشوقش زییا برمیگردد و نوزاد را برای سلما میگذارد. پدر سلما به سوات میگوید که نوزاد فرزند اوست. سلما نیز سعی میکند وضعیت را توضیح دهد اما سوات به او باور نمیکند. سلما بیمار میشود و به بیمارستان میرود. لیلا حقیقت را به سوات میگوید. روزهای غمانگیز برای این زوج عاشق به پایان میرسد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.