به نظر میرسد همه چیز در زندگی زن جوانی که به عنوان امدادگر کار میکند خوب است. او حرفهای را انتخاب کرده که درک و شفقت میطلبد، اما خود او برای آرام کردن بیقراری در وجودش به کمک نیاز دارد. به عنوان پزشک، او بحران عاطفی هنگام تعامل با بیماران را دارد و از اطراف و همقطاران خود احساس بیگانگی میکند.