جسئو و پِتر برادران کودکی هستند که در روستایی ساحلی در هند زندگی میکنند و از ماهیگیری ارتزاق میکنند. جامعه تحت سلطه گانگستر قدرتمندی به نام آلفونسو است. جسئو یتیم است و پِتر توسط عمه و عمویش بزرگ شده است، پس از درگذشت مادرش. شادی روایت با یافتن مرواریدهای سیاه در سواحل آغاز میشود اما آلفونسو نیز به دنبال تمام مرواریدهاست و این امر زندگی دریانوردان را تهدید میکند. پیتر با سوزی دی سلوا برخورد میکند و عاشق هم میشوند و ازدواج میکنند. زمانی که سوزی در حال شنا در ساحل است، ناپدید میشود. جستوجویی آغاز میشود و قطعاتی از اجساد به دست میآید. با ترس و وحشت جامعه میفهمد که منبع معیشت آنها در معرض تهدید یک کوسه انسانخوار غولآسا و تقریباً غیرقابلانقراض است.