در جنگ داخلی الجزایر در دههٔ نود، رئیس پلیس بهرام ل لوب روزانه گروههای اسلامگرا را تعقیب میکند. هدف گرفتن او از سوی آنان باعث میشود هر روز صبح با ترس به دفترش در کمیسariat مرکزی الجزیره برود. به خاطر قدرت حاکم و برنامهریزی برای انتشار کتابِ افشاگری، او مجبور به بازنشستگی زودهنگام میشود.