خط داستانی
داستان با خانم لئونارد آغاز میشود، که اکنون زنی در سنین بالاتر از جوانی است و داستان غمانگیز و عاشقانه زندگیاش را برای خواهرزاده عزیزش که در آستانه ازدواج است، روایت میکند. داستان به صورت یک رؤیا به چهل سال پیش برمیگردد و فضای داخلی یک یتیمخانه را نشان میدهد. سه نوزاد در آنجا هستند، دو نوزاد پسر و یک نوزاد دختر، که منتظر پذیرش در یک خانه خوب هستند. سالها میگذرد و این کودکان یتیم در سه خانه مختلف بزرگ میشوند. گنجینههای عزیز خانم لئونارد یک جفت کفش نوزادی کوچک و یک شال چهارخانه کمرنگ است که پرستار یتیمخانه به والدین سرپرستیاش داده است.