یک خدا برای همه
One God for All
پاریس در محله بلویل سال دوهزار و دو. دو نیمکت روبه روی هم در پارک عمومی. یکی همیشه آفتابی و دیگری همیشه سایه. هر روز دو پیرمرد یهودی و دو پیرمرد عرب با عجله به بهترین صندلی می روند. روزی نیمکت در برابر نور آفتاب به طرز نامعلومی ناپدید می شود