خط داستانی
جایی در ساحل دور از روستا، گروهی از کارگران جاده زندگی می کنند و کار می کنند - چند خانواده. کارشان دشوار و بیهوده است - جاده ای که مدام تعمیر می شود به هیچ جا منتهی نمی شود و کسی به آن نیاز ندارد. یکنواختی این زندگی با ورود زوجی که کنار هم در چادر ساکن شده اند، با سفر با ماشین، شکسته می شود. این افراد طبقه اجتماعی و فرهنگ متفاوتی دارند. رابطه و شیوه زندگی آن ها قهرمان فیلم را جذب می کند - پسری دوازده ساله به نام یورکا. پسر به این بازدیدکنندگان نزدیک تر می شود و این امر به درگیری جدی با والدین می انجامد و باعث می شود زندگی شان را دوباره بیاندیشند.