Sessiz Fırtına
فیلم صِدای آرامِ طوفان
فیلم داستان دریانوردی پیر و دختری جوان است که در خانه او پناه می گیرند. حارون دریانورد بازنشسته ای است که به طور تنها در شهری بندری دور زندگی می کند. شب یکی دختر جوانی به نام گونش از خانه او پناه می گیرد و ادعا می کند برای گروگان گرفته شدن ربوده شده و فرار کرده است و اینجا را برای بقا انتخاب کرده است. او تا وقتی خطر می گذرد می خواهد در خانه حارون بماند اما وقتی حارون تصمیم می گیرد موضوع را به پولیس گزارش کند، گونش دروغ خود را اعتراف می کند و داستان واقعی اش را بیان می کند. حارون با این پرسش که آیا به گونش باور دارد یا نه، دست و پنجه نرم می کند.