تاکیس در تله است. تاکیس سعی میکند فرار کند. تاکیس پول میخواهد. او خانواده، یک نوزاد و یک خانه دارد... تاکیس فریب خورده است. او او را دوست دارد و رنج میکشد... تاکیس نمیتواند در محل کارش تحمل کند. او توسط وحشیها محاصره شده است. اما رئیسش همه آنها را تحت الشعاع قرار میدهد... تاکیس یک دوست و بستگان دارد. او بدبخت است!... تاکیس وقتش تمام شده است. با این حال، در ذهنش، یک ابر سیاه سنگین نشسته است که همه چیز را تاریک کرده است... تاکیس ساکت است. او دراز میکشد و پر از خشم میشود. او پر از خشم میشود و عمیقتر فرو میرود...
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.