یامیلی که خود را به یاد میآورد، همیشه در جنگ بوده است. او بسیار منتظر پایان آن است - زیرا در آن صورت پدرش باز خواهد گشت، کسی که پسر فقط او را از طریق عکسها و نامهها میشناسد. یک روز، مادر به شهری دور میرود و دختر ساکت اوکسانا را با خود میآورد. مادر دستور پدرش را به یامیل میدهد که از اوکسانا مراقبت کند، گویی او خواهر کوچکش است... این فیلم اقتباسی از داستان "شادی خانه ما" اثر کلاسیک ادبیات شوروی، مستای کریم است.