اسفان دخترش جنیفر را به رومانی میبرد تا در مراسم تشییع مادرش شرکت کند. دوست دختر اسرارآمیزش لیس با آنها به روستای نفرینشده پِلوصولارا سفر میکند، جایی که با برادر اسفان، ولادیمیر، روبهرو میشوند و جنیفر میفهمد که او تنها زن از نسل پدرش است. در مراسم تشییع، غریبهای میگوید جنیفر را به میدان شهر بیاورد تا ملاقات کند. هنگامی که جنیفر به محل ملاقات میرسد، میبیند موجودی انسانی را در حال خوردن مردی است که برای ملاقات آمده بود و توسط تاماس نجات پیدا میکند. مرد به او میگوید که آخرین دروئید روی زمین است و با جهان معنوی در برابر شرّ کهن حفاظت میکند. آن شب مراسم بازپسگیری برگزار میشود که در آن ملکه شیطان موجودی را به دست میآورد تا یک گرداب بین جهان معنوی و جهان واقعی ایجاد کند و کهنسالان را به زمین برگرداند...