خط داستانی
روزیرو باز نوجوانی به نام روزاریو گمان می برد که مادرش او را واقعاً دوست ندارد و احتمالاً درست می گوید. این دختر جوان در رقص و دوستش جاناتان که جوانی گدای خیابانی است پناه می یابد تا برای عروسی خواهرش جنی پول جمع کند؛ عشق خاموش و برهانی روزاریو به خانواده اش در روز جشن فاش می شود.