خط داستانی
زکی که در دهه پنجاه زندگی خود است در میان مردم به نمونه بزرگواری و جوانمردی مشهور است، اما دلباخته فریبکار مونا قلب او را می رباید و قصد ازدواج دارد تا از ثروت و نفوذ او بهره برده و برای خود هرچقدر که ممکن است تجملات و قدرت به دست آورد. پس از ازدواج او سعی می کند وی را از دوستانش کنار زده و کنترلش را به دست گیرد و رویدادها دنبال می شود.