خط داستانی
کاتیایا نوجوانی سرکش است. او فکر میکند مادرش او را نمیفهمد و نمیپذیرد و روابط خانوادگی دیگر باز نمیشود. بنابراین کاتیایا تصمیم میگیرد همه چیز را رها کند و به کشور دیگری، به نروژ، برود. در راه با پسری آشنا میشود که نیز با هدف کاملاً متفاوتی به نروژ میرود تا رویاهایش را ملاقات کند، پیش از آنکه زندگیاش به پایان برسد. آشنایی اتفاقی دو نوجوان مسیرهایی متفاوت را به هم میپیوندد و چندین زندگی شکسته را برای همیشه تغییر میدهد.