الیگز عضو نخبه ای از نیروی پلیس ژنو است. وقتی ویکتور هم تیمی سابق او از زندان آزاد می شود، الیگز به گذشته اش گرفتار می شود. او علیه ویکتور شهادت داده و از تلافی ترس دارد. این افسر سابق به عنوان دستیار کارفرمایی قدرتمند قاچاقچی استخدام می شود. الیگز تصمیم می گیرد او را دنبال کند بدون مشورت با مافوقش و وارد سقوطی طولانی به دوزخ می شود.