مارسلو خانوادهاش را ترک میکند و به ماتو گروسو دو سول میرود، جایی که به تنهایی با تماشای خلبانها یاد میگیرد که چگونه هواپیما پرواز کند. یک روز، او به تماس یک قاچاقچی مواد مخدر پاسخ میدهد و از هواپیمای رئیسش برای کمک به او در حمل بار استفاده میکند. او توسط رئیس قاچاقچی استخدام میشود تا در هواپیماهایش مواد مخدر حمل کند. وقتی که توسط پلیس فدرال دستگیر میشود، او به باندش خیانت نمیکند و رهبر کارتل مبلغ زیادی به عنوان پاداش به او میدهد و از او میخواهد که از باند خارج شود زیرا او توسط پلیس شناخته شده است. مارسلو از پول برای برگزاری یک مهمانی در کارناوال رسیف استفاده میکند و خود را به عنوان پسر صاحب شرکت هوایی گول معرفی میکند. او افراد با نفوذ جامعه، از جمله مجری تلویزیون، آماوری جونیور را فریب میدهد. مارسلو دوباره دستگیر میشود و به زندان فرستاده میشود. در طول یک شورش، او از رهبری خود برای ارائه خواستههای زندانیان و کمک به کنترل وضعیت استفاده میکند.