خط داستانی
پس از مرگ مادرش، میا ۱۵ ساله با عمهاش، بازیگر به نام کلیو، که با پسرش فریتی در آپارتمانی مشترک در برلین زندگی میکند، به زندگی میپیوندد. میا به دنبال ثبات و توجه است اما در میان تمرینهای نمایشی کلیو و همخانهٔ عاطفیِ پریشانِ او، خود را در جهانی از بزرگسالانی مییابد که به نظر نمیرسد بتوانند با زندگی کنار بیایند