ایگور با مشکلاتی روبهرو است. او برای تولید استعدادهای جوان پولی قرض گرفته است و این استعدادهای جوان پس از استفاده از او به سمت تولیدکننده موسیقی دیگری میروند. اکنون ایگور باید تا پایان هفته پول را پس بدهد یا ستاره جدیدی را به ژن پادشاهی معرفی کند وگرنه پایان کارش فرا میرسد. با درک اینکه در چنین مدت کوتاهی نه پولی پیدا میکند و نه ستارهای، از مسکو فرار میکند و به شهرک گلوخمان میرسد. در آنجا بهطور فریبندهای وارد مرکز بازدید از کارکنان اداره ماهیگیری میشود تا مخفی بماند تا تصمیم بگیرد چه کند. رویدادها سریع پیش میروند و اکنون مچگیری و کشتار توسط Maximilian و افرادش در گلوخمان در برابر ایگور است. به دفاع از ایگور، استپانیک، پستچی دلیر و دوستداشتنی، و سگ کیلکا برمیخیزند. این فیلم درباره اینکه چگونه حومه روسیه زندگی یک تولیدکننده جوان بدشانس را تغییر داده است: عشق را به او یاد داده و اشتباهات گذشته را جبران کرده است. خوشبختی نزدیکی است، تنها باید آن را دید.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.