خط داستانی
مادری و سه دخترش — بی عاشق، اوی منطقی و دیزی فرزند طبیعت — در ساختمان شیشهای عنواندار زندگی میکنند که بهطور کامل برای محافظت از ساکنانش در برابر سمّی که باعث زوال عقل میشود و هوای بیرون را آلوده کرده، بسته شده است. خانواده برای جلوگیری از تبدیل شدن به روحهای گمشدهای که در بینهایت بیرون سرگردانند، با انجام مراسم مقدس به گذشته خود چنگ میزنند. زمانی که بی قوانین را نقض کرده و یک غریبه زخمی را به جمع خود راه میدهد، دینامیک خانواده برای همیشه از هم میپاشد، زیرا حقایق پنهان توهماتی را که زنان به سختی از آن محافظت کردهاند، بر هم میزند.