خط داستانی
هگا شیگایتو یوتمه به شعبه بانکوک شرکت هواپیمایی شرقی منتقل میشود. در سه ماه آینده با میچیکو، خویشاوند بنیانگذار شرکت، ازدواج میکند و هرچند او را دوست ندارد، میداند که روزی میتواند مدیرعامل شود اگر ازدواج کنند. در تایلند با تابو آشنا میشود و به او نسبت به بانکک میکند و رابطهشان روز به روز قویتر میشود تا این که تصمیم میگیرد با او قطع رابطه کند و در برابر میچیکو در بار با او تماس میگیرد. تابو ناامید میشود و روز بعد به نیویورک میرود. یوتمه و میچیکو در طی بیست و پنج سال پس از ازدواج، با دو پسر زندگی میکنند؛ اما هنوز خاطرات تابو در قلب اوست. او به بانکوک سفر کاری میکند و به هتل اورینتال میرود که با تابو در آنجا اقامت داشتهاند و میفهمد که او اکنون مسئول پذیرش مهمانان ویژه است. آنها عشق خود را دوباره پیدا کردهاند اما واقعیت دوباره آنها را از یکدیگر جدا میکند.