خط داستانی
بن پس از یک کما مصنوعی به خاطر یک مأموریت ناموفق بیدار میشود. این محافظ شخصی باید با این واقعیت کنار بیاید که نتوانسته است از مرگ یک دختر کوچک جلوگیری کند. برای بهبود، افسر BKA از خدمت پلیس مرخصی میگیرد و به همراه دوست دخترش ماریون به دریای بالتیک میرود. او در دوران کودکی روزهای خوشی را در آنجا گذرانده است. اولین دیدار او با والدینش پس از سالها همزمان با بازگشت به جایی است که یادآور خاطرات دردناک است، زیرا در آن زمان بهترین دوستش تیمی در یک حادثه مرموز کشته شد. او با شگفتی متوجه میشود که تیمی، اکنون بزرگسال، زنده است و در بیمارستان به عنوان بیمار کما بستری است. بن به همراه ماریون، پزشکی که در این بیماریها تخصص دارد، میخواهد با کمک فناوری MRI به تیمی برسد. شاید بتوان با روشن کردن علت، تروما را حل کرد. اما بر خلاف بن، نه پدر تیمی و نه پلیس محلی نولتینگ به این موضوع علاقهای ندارند. یک شبکه از گناه، دروغ و فریب باید برای حل معما باز شود.